باعث شدن که کسی بخواهد درباره چیزی بیشتر بداند.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
علاقهمند کردن
Deutsch
interessieren
Հայերեն
հետաքրքրել
hetaqrqrel
مثالهای طبیعی
Music interests me.
موسیقی من را علاقهمند میکند.
The book interested her.
آن کتاب او را علاقهمند کرد.
