internal
C2صفت/US /ˌɪntˈɝnəl/ ĭnt-ƏRN-əl; UK /ˌɪntˈɝnəl/ ĭnt-ƏRN-əl/
داخله، درونی، داخلی
JadoLearn Dictionary
معنی internal به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
داخله، درونی، داخلی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
داخله، باطنی، تویی
اندرون، درون
داخل رونده
درون مرزی، درون کشور
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.