معنی ۱neutral · 86%
وصلکنندهٔ شهرها یا فعال در مسیر میان مناطق شهری مختلف.
مثالهای طبیعی
The interurban bus leaves every two hours.
اتوبوس بینشهری هر دو ساعت یکبار حرکت میکند.
Officials want a faster interurban rail network.
مسئولان خواهان شبکهٔ ریلی بینشهری سریعتری هستند.
Interurban routes are less frequent after midnight.
بعد از نیمهشب تعداد سرویسهای مسیرهای بینشهری کمتر است.
نکتهٔ کاربردی
اغلب پیش از اسم میآید، بهویژه در برنامهریزی حملونقل.
