مدت زمانی میان دو رویداد، فعالیت یا نقطه
مثالهای طبیعی
The tablets should be taken at six-hour intervals.
قرصها باید در فاصلههای ششساعته مصرف شوند.
We rested for a short interval between exercises.
میان تمرینها برای مدت کوتاهی استراحت کردیم.
The system checks for updates at regular intervals.
سامانه در فاصلههای منظم بهروزرسانیها را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Interval` اغلب بر فاصلهٔ میان رویدادها تمرکز دارد، نه خودِ رویدادها.

