فوتکرده بدون اینکه وصیتنامهای از نظر قانونی معتبر بر جا گذاشته باشد.
مثالهای طبیعی
Her uncle died intestate, so inheritance law determined the shares.
عمویش بدون وصیتنامهٔ معتبر درگذشت؛ بنابراین قانون ارث، سهم وارثان را تعیین کرد.
The intestate estate required a court-appointed administrator.
رسیدگی به ترکهٔ فردِ بدون وصیتنامهٔ معتبر، نیازمند مدیری بود که دادگاه تعیین کند.
When someone dies intestate, local succession rules apply.
وقتی کسی بدون وصیتنامهٔ معتبر میمیرد، قواعد محلی ارث اعمال میشود.
نکتهٔ کاربردی
اصطلاحی حقوقی است؛ صرفاً به معنای مرگ ناگهانی یا غیرمنتظره نیست.
