معنی ۱formal · 86%
مادهای که میتواند باعث مستی، نشئگی یا اختلال در قضاوت و هوشیاری شود.
مثالهای طبیعی
No intoxicants are permitted inside the stadium.
ورود هرگونه مادهٔ مستکننده به داخل ورزشگاه ممنوع است.
The laboratory detected an unknown intoxicant in the sample.
آزمایشگاه مادهای مستکننده و ناشناخته را در نمونه شناسایی کرد.
Alcohol is a widely used intoxicant.
الکل مادهای مستکننده است که مصرف گستردهای دارد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی است و در مقررات و متنهای حوزهٔ سلامت اغلب به صورت جمع میآید.
