بسیار دشوار برای رسیدگی، حلوفصل یا برطرف کردن.
مثالهای طبیعی
School inequality remains an intractable problem.
نابرابری در مدارس همچنان مشکلی بسیار دشوار برای حلوفصل است.
The bug became increasingly intractable after several failed fixes.
پس از چند تلاش ناموفق برای رفع خطا، آن باگ روزبهروز سرسختتر و حلکردنش دشوارتر شد.
They faced more intractable disagreements than expected.
آنها با اختلافهایی روبهرو شدند که حلوفصلشان دشوارتر از حد انتظار بود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب دربارهٔ مشکلات یا اختلافها به کار میرود، نه موانع فیزیکی.
