intrinsic
C2صفت/US /ˌɪntrˈɪnsɪk/ ĭntr-ĬNS-ĭk; UK /ˌɪntrˈɪnsɪk/ ĭntr-ĬNS-ĭk/
فطری
JadoLearn Dictionary
معنی intrinsic به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فطری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ذاتی
فطری، درون زاد
طبیعی، فترتی، فطری
بدون تصنع، راستین
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.