بخش آغازین یک کتاب، سخنرانی یا متن که توضیح میدهد بعد از آن چه میآید
مثالهای طبیعی
The introduction explains the main topic clearly.
مقدمه موضوع اصلی را بهروشنی توضیح میدهد.
This lesson is an introduction to photography.
این درس یک آشنایی مقدماتی با عکاسی است.
The two books have very different introductions.
این دو کتاب مقدمههای بسیار متفاوتی دارند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی موضوعی را که معرفی میشود نام میبری، از introduction to استفاده کن.

