بهعلت رعایتنشدن یک قانون یا شرط، رسماً پذیرفتنی یا قابلاجرا نبودن.
مثالهای طبیعی
Your ticket is invalid after midnight.
بلیت شما پس از نیمهشب نامعتبر است.
The website rejected an invalid email address.
وبسایت یک نشانی ایمیل نامعتبر را رد کرد.
The judge declared the contract invalid.
قاضی قرارداد را باطل اعلام کرد.
نکتهٔ کاربردی
برای صفت «نامعتبر» تکیه روی هجای دوم است: in-VAL-id.
