معنی ۱neutral · 95%
چیزی تازه که پیشتر وجود نداشته و کسی آن را ایجاد کرده است
مثالهای طبیعی
The machine was an important invention.
این دستگاه اختراع مهمی بود.
The invention changed how people travelled.
این اختراع شیوهٔ سفر مردم را تغییر داد.
Many inventions make everyday life easier.
اختراعهای زیادی زندگی روزمره را آسانتر میکنند.
نکتهٔ کاربردی
از invention برای چیز جدیدی استفاده کن که کسی آن را ساخته یا ایجاد کرده و پیشتر وجود نداشته است.

