پولی که به امید سود مالی در چیزی قرار داده میشود
مثالهای طبیعی
Her investment in the fund grew last year.
ارزش سرمایهگذاری او در صندوق، سال گذشته افزایش یافت.
Foreign investment helped the factory expand.
سرمایهگذاری خارجی به توسعهٔ کارخانه کمک کرد.
They have several investments besides their home.
آنها بهجز خانهشان چند سرمایهگذاری دیگر هم دارند.
نکتهٔ کاربردی
برای یک دارایی یا تصمیم مشخص از an investment و برای فعالیت یا مجموع سرمایهگذاری از investment استفاده کنید.
