عادت یا گرایشی دیرینه و ریشهدار دارد که ترک یا تغییرِ آن بسیار دشوار است.
مثالهای طبیعی
An inveterate gambler, he ignored every warning.
او که قماربازی قهار بود، به هیچیک از هشدارها توجه نکرد.
Her uncle was an inveterate collector of antique radios.
عمویِ او کلکسیونداری قهارِ رادیوهایِ عتیقه بود.
Inveterate suspicion kept the neighbouring communities apart.
بدگمانیِ ریشهدار باعث شده بود دو جامعهٔ همسایه از هم دور بمانند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب بارِ منفی دارد، بهویژه با liar و gambler، اما دربارهٔ مسافر یا مجموعهدار میتواند محبتآمیز باشد.
