احتمال دارد بهویژه بهخاطرِ مقایسه یا تمایزی ناعادلانه، رنجش یا احساسِ توهین ایجاد کند.
مثالهای طبیعی
She rejected an invidious comparison between the finalists.
او مقایسهٔ ناعادلانه و رنجشبرانگیزِ میانِ نامزدهایِ نهایی را رد کرد.
It would be invidious to praise only one volunteer.
اگر فقط از یک داوطلب تقدیر کنیم، ممکن است توهینآمیز و ناعادلانه باشد.
The policy established invidious distinctions between identical roles.
این سیاست میانِ نقشهایِ کاملاً یکسان تمایزهایی تبعیضآمیز ایجاد کرد.
نکتهٔ کاربردی
Invidious برخلافِ شباهتِ ظاهری و پیشینهٔ واژه، به معنیِ envious «حسود» نیست.
