معنی ۱neutral · 95%
درخواست یا پیامی که از کسی میخواهد در یک رویداد یا مکان شرکت کند
مثالهای طبیعی
We received an invitation to their wedding.
ما دعوتنامهای برای عروسی آنها دریافت کردیم.
The invitation came from an old friend.
دعوتنامه از طرف یک دوست قدیمی بود.
She sent twenty invitations last week.
او هفتهٔ گذشته بیست دعوتنامه فرستاد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی رویدادی را که به آن دعوت شدهای نام میبری، از invitation to استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— دعوتنامه برای شرکت در یک عروسی

