invite
A1اسم/US /ˌɪnvˈaɪt/ ĭnv-ĪT; UK /ˌɪnvˈaɪt/ ĭnv-ĪT/
دعوت کردن، صلا در دادن، وعده گرفتن
JadoLearn Dictionary
معنی invite به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دعوت کردن، صلا در دادن، وعده گرفتن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مزایده، توپ زدن، قیمت خرید
تماس تلفنی گرفتن، نامیدن، خبر کردن
طلب کردن، تقاضا کردن، سئوال کردن
فراخوانی، احضاریه، فرا خواستن
جادو کردن، تطمیع کردن
مجذوب ساختن، مجذوب کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.