خستهکننده و آزاردهنده است، بهویژه چون تکراری است یا مزاحمتِ مداوم ایجاد میکند.
مثالهای طبیعی
Completing duplicate forms became an irksome daily chore.
پرکردنِ فرمهایِ تکراری به کاری روزمره و کلافهکننده تبدیل شد.
He found the late-night calls increasingly irksome.
تماسهایِ آخرِ شب برایش روزبهروز آزاردهندهتر میشد.
The irksome delays exhausted even the patient travellers.
تأخیرهایِ کلافهکننده حتی مسافرانِ صبور را هم از پا انداخت.
نکتهٔ کاربردی
Irksome معمولاً مزاحمتی مداوم را توصیف میکند، نه حادثهای ناگهانی و مصیبتبار.
