معنی ۱neutral · 90%
لباس یا پارچه را با اتوی داغ صاف کردن
مثالهای طبیعی
She ironed her shirt before work.
او پیش از رفتن به محل کار پیراهنش را اتو کرد.
I usually iron clothes on Sunday.
من معمولاً یکشنبهها لباسها را اتو میکنم.
He ironed his trousers before packing them.
او پیش از گذاشتن شلوارش در چمدان، آن را اتو کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Iron` لباس یا پارچه را مستقیماً بهعنوان مفعول میگیرد.
ترکیبهای رایج
— لباسها را با اتو صاف کردن

