معنی ۱neutral · 89%
بسیار محکم و استوار، بهگونهای که بهسختی بتوان آن را نقض، تغییر یا رد کرد.
مثالهای طبیعی
The supplier offered an ironclad guarantee on replacement parts.
تأمینکننده برای قطعات یدکی تضمینی بسیار محکم ارائه داد.
Management introduced ironclad rules for data access.
مدیریت مقرراتی سختگیرانه و تخطیناپذیر برای دسترسی به دادهها وضع کرد.
The prosecution claimed its evidence was ironclad.
دادستانی ادعا کرد شواهدش خدشهناپذیر است.
نکتهٔ کاربردی
ironclad در اینجا معنای مجازی دارد: «بسیار محکم یا سختگیرانه»، نه اینکه واقعاً از آهن ساخته شده باشد.
