معنی ۱neutral · 90%
وضعیت یا کیفیتی که در آن نتیجه یا معنا بهطور چشمگیری با انتظار تضاد دارد
مثالهای طبیعی
The irony of the safety failure was impossible to miss.
طنز ماجرای خرابی سامانهٔ ایمنی را نمیشد نادیده گرفت.
The irony is that she had opposed the winning proposal.
طنز ماجرا این است که او با پیشنهاد برنده مخالفت کرده بود.
The book explores the ironies of rapid modernization.
این کتاب تناقضهای طنزآمیزِ نوسازی سریع را بررسی میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Irony` به تضادی معنادار نیاز دارد؛ صرفِ تصادف یا بدشانسی خودبهخود طنزآمیز نیست.
