چیزی را در معرض پرتوهای کنترلشده قرار دادن، بهویژه برای از بین بردن عوامل زیانآور یا درمان بیماری.
مثالهای طبیعی
The hospital irradiates certain supplies before they are used.
بیمارستان پیش از استفاده از بعضی وسایل، آنها را پرتودهی میکند.
The factory irradiated the spices to reduce harmful bacteria.
کارخانه برای کاهش باکتریهای زیانآور، ادویهها را پرتودهی کرد.
Doctors sometimes irradiate tumors with carefully measured doses.
پزشکان گاهی تومورها را با دوزهای دقیقی از پرتو درمان میکنند.
نکتهٔ کاربردی
این واژه در زمینههای تخصصی و بهداشت عمومی کاربرد دارد؛ پرتودهی با آلودهشدن به مواد پرتوزا یکی نیست.
