چنان آسیبدیده یا ازدسترفته که نتوان آن را به وضعیت قابلاستفاده بازگرداند.
مثالهای طبیعی
Experts feared the poisoned marsh might be irreclaimable.
کارشناسان نگران بودند که شاید مردابِ آلوده به سم دیگر قابل احیا نباشد.
The company sent irreclaimable waste to a secure facility.
شرکت پسماندهای غیرقابلبازیابی را به تأسیسات ایمن منتقل کرد.
Decades of contamination made the site irreclaimable.
دههها آلودگی باعث شد آن محل دیگر قابل احیا نباشد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای نادر و رسمی است؛ irrecoverable بر پسگرفتن چیزی ازدسترفته تأکید دارد، اما irreclaimable میتواند بر احیای قابلیت استفاده تأکید کند.
