معنی ۱neutral · 85%
رساندن آب به زمین یا محصولات کشاورزی برای کمک به رشد گیاهان.
مثالهای طبیعی
Farmers irrigate these fields during dry months.
کشاورزان این زمینها را در ماههای خشک آبیاری میکنند.
A small pump irrigates the vegetable garden.
پمپ کوچکی باغ سبزیجات را آبیاری میکند.
They irrigated the orchard using stored rainwater.
آنها باغ میوه را با آب باران ذخیرهشده آبیاری کردند.
نکتهٔ کاربردی
irrigate از water اختصاصیتر است و معمولاً آبرسانی برنامهریزیشده در مزرعه یا زمین زیر کشت را میرساند.
