معنی ۱neutral · 85%
دارای لبه یا خط دور ناصاف با بخشهای تیز و نوکدار.
مثالهای طبیعی
The path crossed jagged rocks near the summit.
مسیر نزدیک قله از میان صخرههای تیز و دندانهدار میگذشت.
The broken glass left a jagged cut.
شیشهٔ شکسته بریدگیِ ناهموار و تیزی ایجاد کرد.
Her sketch used jagged lines to suggest lightning.
او برای نشاندادن آذرخش در طرحش از خطهای شکسته و نوکتیز استفاده کرد.
نکتهٔ کاربردی
jagged به دندانهها و نوکهای تیز و نامنظم اشاره دارد، نه صرفاً زبر بودنِ سطح.
