واژهها و عبارتهای ویژهٔ یک حرفه یا گروه که ممکن است درکشان برای افراد بیرون از آن حوزه دشوار باشد.
مثالهای طبیعی
Please explain the diagnosis without medical jargon.
لطفاً تشخیص بیماری را بدون اصطلاحات تخصصی پزشکی توضیح دهید.
The guide contains too much technical jargon.
این راهنما بیش از حد اصطلاحات فنی دارد.
Editors removed jargon to make the article clearer.
ویراستاران برای روشنترشدن مقاله، اصطلاحات تخصصی را حذف کردند.
نکتهٔ کاربردی
jargon در انگلیسی غیرقابلشمارش است؛ some jargon یا a lot of jargon درست است، نه a jargon. این اصطلاحات لزوماً نادرست نیستند، ولی ممکن است مخاطب عمومی را سردرگم کنند.
