سفر یا گردشِ کوتاهی که عمدتاً برایِ خوشگذرانی انجام میشود.
مثالهای طبیعی
They planned a weekend jaunt to the coast.
آنها برنامهٔ یک سفرِ تفریحیِ آخرِ هفته به ساحل را ریختند.
Her Paris jaunt ended with a missed train.
سفرِ کوتاهِ او به پاریس با جاماندن از قطار پایان یافت.
After lunch, the cousins took a jaunt through the vineyards.
بعد از ناهار، دخترعموها و پسرعموها به گشتوگذاری در تاکستانها رفتند.
نکتهٔ کاربردی
Jaunt سفری تفریحی و نسبتاً کوتاه است؛ برایِ سفرِ اجباری و طاقتفرسا مناسب نیست.
