معنی ۱neutral · 95%
سبکی از موسیقی با ریتمهای قوی که اغلب شامل بداههنوازی است
مثالهای طبیعی
My father listens to jazz every evening.
پدرم هر شب به موسیقی جَز گوش میدهد.
The band played jazz for two hours.
گروه دو ساعت موسیقی جَز نواخت.
We heard live jazz at the festival.
در جشنواره موسیقی جَز زنده شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی بهطور کلی دربارهٔ این سبک موسیقی صحبت میکنی، jazz را بدون حرف تعریف بهکار ببر.
ترکیبهای رایج
— موسیقی در سبک جَز

