احساس ناخوشایندِ ناشی از اینکه دیگری چیزی دارد که خودتان میخواهید
مثالهای طبیعی
Jealousy spoiled her happiness for her teammate.
حسادت نگذاشت از موفقیت همتیمیاش خوشحال شود.
He criticized his friend out of jealousy.
او از سر حسادت، دوستش را سرزنش کرد.
Their argument was driven by jealousy over a promotion.
حسادت بر سر یک ترفیع شغلی باعث مشاجرهشان شد.
نکتهٔ کاربردی
در معنای معمولِ این احساس، jealousy بدون a میآید.
