معنی ۱informal · 84%
مدتزمانی بسیار کوتاه.
مثالهای طبیعی
I’ll call you back in a jiffy.
تا یک لحظهٔ دیگر دوباره به شما زنگ میزنم.
Dinner will be ready in a jiffy.
شام همین حالا آماده میشود.
Give me a jiffy to restart the computer.
یک لحظه وقت بده کامپیوتر را دوباره راهاندازی کنم.
نکتهٔ کاربردی
عبارت in a jiffy محاورهای است؛ در پیامهای رسمیتر shortly یا in a moment مناسبتر است.
ترکیبهای رایج
— خیلی زود یا در زمانی بسیار کوتاه
