معنی ۱neutral · 88%
عضوی از یک گروه، فعالیت یا سازمان شدن یا به آن پیوستن.
مثالهای طبیعی
She joined the English club.
او عضو باشگاه زبان انگلیسی شد.
Can I join the game?
میتوانم به بازی ملحق شوم؟
I joined my friends for dinner.
برای شام به دوستانم ملحق شدم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی بخشی از یک گروه، فعالیت یا رویداد میشود، از join استفاده میکنیم. گروه یا فعالیت مستقیماً بعد از join میآید و قبل از آن to نمیآید.
ترکیبهای رایج
— عضو یک باشگاه شدن

