معنی ۱neutral · 86%
ساختهشده بهصورت یکپارچه، بدون درز یا اتصال آشکار بین قطعهها.
مثالهای طبیعی
The sculptor carved a jointless figure from one block.
مجسمهساز پیکرهای یکپارچه و بدون درز را از یک قطعه سنگ تراشید.
The inner tube is jointless along its entire length.
لولهٔ داخلی در تمام طولش هیچ درزی ندارد.
They chose jointless flooring for a smooth appearance.
آنها برای داشتن ظاهری صاف و یکدست، کفپوش بدون درز انتخاب کردند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر صفتی توصیفی و فنی برای مصالح و سازههاست.
