همراه با شخص یا گروهی دیگر و با مشارکت در انجام کار یا پذیرفتن مسئولیت.
مثالهای طبیعی
Both tenants are jointly responsible for the rent.
هر دو مستأجر بهطور مشترک مسئول پرداخت اجارهبها هستند.
The universities jointly funded the new laboratory.
دانشگاهها مشترکاً هزینهٔ آزمایشگاه جدید را تأمین کردند.
The house is jointly owned by two sisters.
این خانه متعلق به دو خواهر است و هر دو در مالکیت آن شریکاند.
نکتهٔ کاربردی
jointly قیدی برای توصیف فعالیت، مالکیت یا مسئولیت مشترک است و مانند فعل مفعول مستقیم نمیگیرد.
