معنی ۱neutral · 86%
سرشار از شادی زیاد، نشاندهندهٔ آن یا شادیبخش
مثالهای طبیعی
Their reunion was joyful after years apart.
دیدار دوبارهشان پس از سالها دوری، سرشار از شادی بود.
The choir performed a joyful song at the festival.
گروه کر در جشنواره آهنگی شاد اجرا کرد.
She felt joyful when she heard the results.
وقتی نتایج را شنید، احساس شادی زیادی کرد.
نکتهٔ کاربردی
Joyful اغلب شادی عمیق و آشکار را میرساند؛ happy کلمهای عمومیتر است.
