شخصی که شغلش تصمیمگیری دربارهٔ پروندههای حقوقی در دادگاه است
مثالهای طبیعی
The judge sentenced him to two years in prison.
قاضی او را به دو سال زندان محکوم کرد.
The judge listened carefully to both sides.
قاضی با دقت به صحبتهای هر دو طرف گوش داد.
She became a judge after years as a lawyer.
او پس از سالها کار بهعنوان وکیل، قاضی شد.
نکتهٔ کاربردی
`Judge` قابلشمارش است و هنگام اشاره به قاضیِ یک پروندهٔ مشخص اغلب با `the` میآید.

