judgment
C1اسم/US /dʒˈʌdʒmənt/ JŬJM-ənt; UK /dʒˈʌdʒmənt/ JŬJM-ənt/
قضاوت، داوری، قضا
JadoLearn Dictionary
معنی judgment به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قضاوت، داوری، قضا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تصمیم، جزم
اراده، تعیین، عزم
اعطا کردن، اعطاء کردن، جیزه
برآورد، براورد کردن، برآورد کردن
نکوهش، نقدگری، نکته گیری
چشیدن، ذوقی، مزه دادن
تبعیض، فرق گذاری
نفوذ، رسوخ
درایت، شعور، اطلاعاتی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.