معنی ۱formal · 90%
عادلانه، از نظر اخلاقی درست و مبتنی بر رفتار منصفانه با مردم
مثالهای طبیعی
The panel sought a just outcome for both sides.
هیئت در پی نتیجهای عادلانه برای هر دو طرف بود.
Employees considered the settlement just and proportionate.
کارکنان این توافق را عادلانه و متناسب میدانستند.
A more just system would protect vulnerable workers.
سامانهای عادلانهتر از کارکنان آسیبپذیر حمایت میکرد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت در بحثهای رسمی دربارهٔ انصاف، قانون، اخلاق و ترتیبات اجتماعی رایج است.
