به شیوهای منصفانه که حق و استحقاق افراد در آن رعایت شود.
مثالهای طبیعی
Employees deserve to be treated justly.
کارکنان سزاوارند با آنها عادلانه رفتار شود.
The judge sought to sentence each offender justly.
قاضی کوشید برای هر متخلف مجازاتی عادلانه تعیین کند.
We must distribute the aid justly among families.
باید کمکها را عادلانه میان خانوادهها تقسیم کنیم.
نکتهٔ کاربردی
justly اغلب بعد از فعلهایی مانند treat، reward یا punish میآید. just بسته به متن صفت یا قیدی با معنایی متفاوت است.
