معنی ۱neutral · 86%
اطلاعات را با صفحهکلید وارد رایانه یا یک سیستم الکترونیکی کردن
مثالهای طبیعی
She keyed the details into the system.
او اطلاعات را در سیستم وارد کرد.
Please key in your account number.
لطفاً شمارهحساب خود را وارد کنید.
He spent the morning keying customer data.
او صبح را صرف وارد کردن اطلاعات مشتریان کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Key in` اغلب زمانی به کار میرود که اطلاعات در یک سیستم الکترونیکی تایپ میشوند.
ترکیبهای رایج
— دادهها را با استفاده از صفحهکلید وارد کردن

