سنگ گُوهایشکلِ میانی در بالاترین نقطهٔ قوس که سنگهای دیگر را در جای خود نگه میدارد.
مثالهای طبیعی
The mason replaced the cracked keystone above the doorway.
بنّا سنگِ کلیدِ ترکخوردهٔ بالای درگاه را عوض کرد.
Without its keystone, the arch could collapse.
بدون سنگِ کلید، قوس ممکن است فروبریزد.
Several keystones showed signs of weathering.
چند سنگِ کلید نشانههایی از فرسودگی بر اثر آبوهوا داشتند.
نکتهٔ کاربردی
keystone بخشی از قوس است؛ این واژه به هر سنگِ پی یا فونداسیون گفته نمیشود.
