معنی ۱neutral · 86%
واحد سنجش جرم در دستگاه متریک، برابر با هزار گرم.
مثالهای طبیعی
The recipe needs one kilogram of flour.
این دستور غذا به یک کیلوگرم آرد نیاز دارد.
Our suitcase weighs twenty kilograms.
چمدان ما بیست کیلوگرم وزن دارد.
Are these carrots sold by the kilogram?
آیا این هویجها کیلویی فروخته میشوند؟
نکتهٔ کاربردی
نماد kg در جمع s نمیگیرد: 2 kg مینویسند، اما two kilograms میگویند.
ترکیبهای رایج
— یک کیلوگرم برنج
