آتش یا شعلهای را روشنکردن، یا خود آغاز به سوختن کردن.
مثالهای طبیعی
At dusk, the campers kindled a small fire.
هنگامِ غروب، اردوزنها آتشِ کوچکی روشن کردند.
The dry grass kindled almost instantly.
چمنِ خشک تقریباً بلافاصله آتش گرفت.
A stray ember kindled the thatched roof.
اخگری سرگردان سقفِ کاهگلی را شعلهور کرد.
نکتهٔ کاربردی
Kindle معمولاً بر شروعِ آتش تأکید میکند؛ extinguish به خاموشکردنِ آن اشاره دارد.
