معنی ۱neutral · 95%
فرمانروای مرد کشوری که دارای خانوادهٔ سلطنتی است
مثالهای طبیعی
The king lived in a large palace.
پادشاه در کاخی بزرگ زندگی میکرد.
A young king ruled the country wisely.
یک پادشاه جوان کشور را خردمندانه اداره میکرد.
Several kings ruled during that century.
در آن قرن چند پادشاه حکومت کردند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی King مستقیماً قبل از نام فرمانروا یا بهعنوان بخشی از عنوان میآید، آن را با حرف بزرگ بنویس.
ترکیبهای رایج
— فرمانروای مرد یک پادشاهی یا کشور مشخص

