تاب یا خمیدگی ناگهانی و تیز در چیزی بلند و انعطافپذیر.
مثالهای طبیعی
A kink in the hose stopped the water.
تاخوردگی شلنگ مانع جریان آب شد.
The mechanic noticed several kinks in the brake cable.
مکانیک متوجه چند پیچخوردگی در کابل ترمز شد.
Straighten the rope to remove that kink.
برای رفع آن تاخوردگی، طناب را صاف کن.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً دربارهٔ شلنگها، کابلها، طنابها و اشیای انعطافپذیر به کار میرود.
