معنی ۱neutral · 88%
شاهماهیای که با نمکسود کردن و دود دادن برای مصرف غذایی نگهداری شده است.
مثالهای طبیعی
He ordered a kipper with toast for breakfast.
او برای صبحانه یک شاهماهی دودی با نان برشته سفارش داد.
The stall sells fresh fish and smoked kippers.
این غرفه ماهی تازه و شاهماهی دودی میفروشد.
My grandmother grilled two kippers for lunch.
مادربزرگم برای ناهار دو شاهماهی دودی را کباب کرد.
نکتهٔ کاربردی
Kipper معمولاً به شاهماهیِ عملآوریشده اشاره دارد، نه هر ماهی دودی.
