معنی ۱neutral · 90%
شخص یا چیزی را با لبها لمس کردن برای نشان دادن محبت
مثالهای طبیعی
She kissed her daughter goodbye.
او هنگام خداحافظی دخترش را بوسید.
He kissed her on the cheek.
او گونهٔ او را بوسید.
They kissed before saying goodbye.
آنها پیش از خداحافظی یکدیگر را بوسیدند.
نکتهٔ کاربردی
پیش از عضو بدن از `on` استفاده میشود: `kiss someone on the cheek`.
ترکیبهای رایج
— هنگام خداحافظی کسی را بوسیدن

