معنی ۱informal · 86%
گربه، بهخصوص گربهٔ کوچک، با لحنی محبتآمیز
مثالهای طبیعی
The kitty slept beside the warm radiator.
گربهکوچولو کنار شوفاژ گرم خوابیده بود.
What a lovely little kitty!
چه گربهکوچولوی نازی!
Our neighbor has three playful kitties.
همسایهمان سه گربهکوچولوی بازیگوش دارد.
نکتهٔ کاربردی
Kitty واژهای خودمانی است و بهویژه برای کودکان یا با لحن محبتآمیز به کار میرود؛ cat خنثیتر است.
ترکیبهای رایج
— گربهٔ کوچکی که با محبت از آن نام میبریم
