knapsack
C2اسم/US /nˈæpsˌæk/ NĂPS-ăk; UK /nˈæpsˌæk/ NĂPS-ăk/
کوله بار، توشه دان، پشتواره
JadoLearn Dictionary
معنی knapsack به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کوله بار، توشه دان، پشتواره
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
آمرزش؛ بخشایش رسمی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.