فردی کماطلاع که با وجودِ ناآگاهی، اغلب با اعتمادبهنفس نظرهایِ قاطع میدهد.
مثالهای طبیعی
The columnist dismissed the loudest critics as know-nothings.
ستوننویس پرسروصداترین منتقدان را مشتی نادانِ پرمدعا خواند و کنار گذاشت.
Nobody wants a know-nothing leading the inquiry.
هیچکس نمیخواهد فردی بیاطلاع و پرادعا مسئولِ این تحقیق شود.
That self-appointed expert sounded like a know-nothing.
آن کارشناسِ خودخوانده مثلِ یک نادانِ پرمدعا حرف میزد.
نکتهٔ کاربردی
Know-nothing بهویژه در نقد و اظهارِنظر، توهینی عمدی است؛ واژهای خنثی برایِ دانشآموز یا تازهکار نیست.
