معنی ۱neutral · 89%
که میتوان آن را کشف کرد، فهمید یا بهعنوان واقعیت اثبات کرد.
مثالهای طبیعی
Not every detail of the past is knowable.
همهٔ جزئیات گذشته قابل شناخت نیستند.
Tomorrow’s exact outcome is not yet knowable.
نتیجهٔ دقیق فردا هنوز قابل دانستن نیست.
Documents make the sequence of events more knowable.
اسناد کمک میکنند توالی رویدادها را بهتر بشناسیم.
نکتهٔ کاربردی
knowable به معنی «از پیش شناختهشده» نیست؛ فقط یعنی شناخت آن ممکن است.
