برجستگی یا شیارِ برجستهٔ کوچکی روی سطح، بهویژه یکی از برجستگیهای متعدد برای بهتر گرفتن یک وسیله.
مثالهای طبیعی
A fine knurl around the dial helps users grip it.
برجستگی آجدارِ ظریفی دور صفحهٔ تنظیم قرار دارد که گرفتن آن را آسانتر میکند.
The technician noticed a damaged knurl on the metal knob.
تکنسین متوجه شد یکی از برجستگیهای آجدارِ دستگیرهٔ فلزی آسیب دیده است.
Tiny knurls keep the handle from slipping in wet hands.
برجستگیهای ریزِ آجدار نمیگذارند دسته در دستهای خیس سر بخورد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در مهندسی، ابزارسازی و طراحی محصول به کار میرود؛ «سطح شیاردار» تعبیر سادهتری است.
